راسیمه

· تلفظ: راسیمه /rāsime/· دستور: قید / صوت (برای جلب توجه و مقدمه‌چینی) · معنی: راستی، به راستی، راستش را بگو، در واقع · مثال‌ها: تت· محمد، راسیمه لٛواسات دِرار.· محمد، راستی…

اَ

واژه یک صوت تعجبی بسیار رایج در گویش میوند است. آن را به‌عنوان یک مدخل مستقل ثبت می‌کنم.

اَخی

· تلفظ: اَخی /axi/· دستور: صوت / شبه‌جمله · معنی: برای فهماندن کثیفی به کودکان؛ معادل «پیف» یا «اه» در فارسی؛ ابراز چندش و ناخوشایندی از چیز کثیف.· کاربرد: وقتی کودک چیزی…

اَس

· تلفظ: اَس /as/· دستور: اسم · معانی: ١. استخوان٢. بنیاد و شالودهمثال: «اصلا ای آدم اَسِس نِپاکه» (در کل این آدم بنیادش پاک نیست).این کاربرد با تعریف «بنیاد، پی، شالوده، اصل…

آوِشه

· تلفظ: آوِشه /āveše/· دستور: اسم · معنی: آویشن مثال میوندی: دده جونَلِمی، یه آوشه دم کو سیم، تشنیم دَرد اِکنهترجمه: خواهر عزیزتر از جانم، یک دمنوش آویشن برایم دم کن، گلویم…

شَمسه

شَمسِه، واژه‌ای در گویش میوند (لری بختیاری) به معنای صاف و پرداخت کردن ملات کاهگل و سیمان با ماله بنایی. مترادف با اندودکاری و ماله‌کشی در معماری سنتی.

مِهرنِسا

· تلفظ: مِهرنِسا /mehr nesā/· دستور: اسم خاص (نام بانوان)· ساخت: ترکیب فارسی ـ عربی· مِهر = خورشید (فارسی)· نِسا = زنان (عربی)· معنی:· خورشیدِ زنان· (به مجاز) زیباروی در میان زنان·…

نِفِرج

· تلفظ: نِفِرج /neferj/ · دستور: اسم / صفت / شبه‌جمله (نفرین) · معانی: ۱. بوی تهوع‌آور۲. گم، ناپدید۳. نوعی نفرین به معنای ناپدید شدن یا از بین رفتن بدون هیچ رد…