اَس

· تلفظ: اَس /as/
· دستور: اسم

· معانی:

١. استخوان
٢. بنیاد و شالوده
مثال: «اصلا ای آدم اَسِس نِپاکه» (در کل این آدم بنیادش پاک نیست).
این کاربرد با تعریف «بنیاد، پی، شالوده، اصل هر چیز» در لغت‌نامه‌های کهن فارسی (مانند منتهی‌الارب) همخوانی دارد.
٣. آرامش روحی:
مثال: «بلٛ یه تیکه اَسِم آرِم وِگِؽره» (بگذار یک تکه آرامش روحی به من برسد).
این معنا در گویش میوند به‌عنوان یک کاربرد استعاری و ظریف حفظ شده است.

یادداشت واژگانی :

ریشه‌شناختی:

واژهٔ «اَس» در گویش میوند، بازمانده‌ای از ریشهٔ کهن «اَشا» (Aša) در زبان اوستایی است. این واژه در متون اوستایی، به‌ویژه گات‌ها، به‌عنوان یک اصل بنیادین اخلاقی و کیهانی مطرح می‌شود و بر نیروی نظم، حقیقت و هماهنگی دلالت دارد. معنای «آرامش روحی» در گویش میوند، پیوندی مستقیم با همین مفهوم «نظم کیهانی» دارد، زیرا در جهان‌بینی ایرانی، نظم و راستی، آرامش را به همراه می‌آورد.

معنای «استخوان» و «بنیاد» نیز از همین ریشه قابل توضیح است: استخوان، شالودهٔ پیکر است، همان‌طور که «اَشا» شالودهٔ نظم جهان است. در زبان پهلوی نیز صورت «آس» (ās) به معنای «آرامش، آسودگی و راحتی» به کار می‌رفته است، که پیوندی مستقیم با معنای سوم این واژه در گویش میوند دارد.

مدخل: اَس (As)
تلفظ/as/
دستوراسم
معنی ۱استخوان
معنی ۲بنیاد، شالوده، اصل. مثال: اصلا ای آدم اَسِس نِپاکه (در کل این آدم بنیادش پاک نیست).
معنی ۳آرامش روحی. مثال: بلٛ یه تیکه اَسِم آرِم وِگِؽره (بگذار یک تکه آرامش روحی به من برسد).
ریشه‌شناسیاز اوستایی «اَشا» (Aša) به معنای نظم کیهانی و حقیقت؛ در پهلوی «آس» (ās) به معنای آرامش و آسودگی.
266 واژه

زمان مطالعه:

1–2 دقیقه

تاریخ ویرایش:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *