· تلفظ: تَلاش /tlāš/
· دستور: اسم
· معنی: تکه، لاشه، لاشه کنده چوب یا لاشه سنگ شکسته
ترکیبها:
· تلاش برد = تکهسنگ،لاشهسنگ
مثال میوندی:
· یه تلاش برد وَن وُرم = یک تکهسنگ انداخت به سمت من
بررسی تتطبیقی
یادداشت ریشهشناختی
به احتمال زیاد، «لَت» و «لَخت» و «تلاش» در این خانوادهٔ واژگانی، همگی به مفهوم «تکهٔ بزرگ و جدا شده از کل» بازمیگردند.
· در شاهنامه، «لخت کوه» بارها برای بیان عظمت و سنگینی یک ضربه یا پیکر به کار رفته است.
· در گویش میوند، «تلاش» برای تکههای کوچکتر و لاشه ،چوب و سنگ به کار میرود، در حالی که «لَت» و «لات» در برخی گویشها برای تختهسنگهای بزرگ.
· این پراکندگی معنایی نشاندهندهٔ ریشهٔ کهن و استمرار یک مفهوم واحد در زبانهای ایرانی است.
یه ججمله بنویسید که داخلش تلاش باشه 👇
زمان مطالعه:
تاریخ ویرایش:
