· تلفظ: فادِه /fādeh/
· دستور: اسم
·ریشه: عربی (فائدة)
معنی:
فایده، بهره، سود، بازدهی، سودبخش، صرفه، منفعت، نفع، اثر، تأثیر، خواص، خاصیت، حاصل، نتیجه، نتیجهٔ سودمند، توضیح سودمند، مزیت.
همودارم(مثال) :
· چه فادِه وِ مو نِرَسید!
· چه فایدهای به من نمیرسید
· فادِه نداره ای کار که سود مِنِس نِه.
· این کار فایدهای ندارد که سودی داخلش نیست.
· وگو سیم، فادِه ای کار جده؟
· بگو برایم؛ فایدهٔ این کار چبست؟
مترادف فاده:
سود، بهره، منفعت
متضاد فاده:
ضرر، زیون
یادداشت واژگانی
واژهٔ «فاده» در گویش میوند مانند فارسی، وامواژهای از عربی است، اما با تلفظ و ساخت آوایی بومیشده. در گفتار میوندی، «فائده» به «فاده» تبدیل شده و «فادِه» با کسرهٔ واضح تلفظ میشود.
