واژههای مرتبط با «پاره شدن، ترکیدن و ترک برداشتن» در گویش بختیاری (میوند) به انواع مختلف پارگی، انفجار و ترکخوردگی اشاره دارند و برخی از آنها در دیگر گویشهای لری و زبانهای ایرانی نیز کاربرد دارند.
۱. واژههای مربوط به «پاره شدن»
| واژه | معنی | مثال و توضیح |
|---|---|---|
| دِرد | پاره شدن (عمومی) | « کتاو دِردِس» = کتاب پاره شد. |
| دِردسِن | پاره شدن (فرآیندی) | «کتاووا دِردِسِنه» = کتابها پاره شدهاند. |
| دِردنیدن | پاره کردن (متعدی) | «کتاووانه دِردنیدن» = کتابها را پاره کردند. |
| دِرده | پاره (صفتی) | «ای کتاو هی دِرده » = این کتاب پاره است (در گفتار عامیانه). |
| واژه | معنی | مثال و توضیح |
|---|---|---|
| جر | پارگی ناگهانی | «بچِم جر خُوَرد» = خشتکم پاره شد. |
| جرو | مشهور به پاره(صفت برای انسان) | «سِ ای جرو» = نگاه این پاره. |
| جِرپَه | صدای پاره شدن | |
| جرپ | صدای پارگی | «یِه صدا جرپه آوِد» = یک صدای پاره شدن شنید. |
| جرپو | مشهور صدا (گوز) دادن(صفت برای انسان) | «سِ ای جرپو» = نگاه این پاره. |
| جِرپِهِس | پارگی کامل، پاره شد | «کِیسِه جِرپِهِس» = کیسه کاملاً |
بُرِسِن بریدن یا پاره شدن ناگهانی.
۲. واژههای مربوط به «انفجار و ترکیدن»
| واژه | معنی | مثال و توضیح |
|---|---|---|
| توق | انفجار، ترکیدن | «توقِه گاز» = انفجار گاز. |
| توقنیدن | منفجر شدن | «بُمب توقنی» = بمب منفجر شد. |
| توقس | منفجر شد | «بادکُنَی توقس» = بادکنک منفجر شد. |
| تیچنیدن | پخش شدن، از هم پاشیدن | «بچِم جر خُوَرد» = خشتکم پاره شد. |
| تیچس | صدای پارگی | «یِه صدا جرپه آوِد» = یک صدای پاره شدن شنید. |
| واژه | معنی | مثال و توضیح |
|---|---|---|
| تیچ | پاره شدن (عمومی) | « کتاو دِردِس» = کتاب پاره شد. |
| پخش شدن، از هم پاشیدن | « تیاس تیچنیدن» = چشمان را ترکاندن(کور کردن) | |
| پاشید | « مِن دِلِس زِه یَک تیچس» = اعضای داخلی بدنش از هم پاشیدن |
موارد ددیگر :
تِـرِکِهسِن (Terakehesen): ترکیدن بر اثر فشار (مثل بادکنک یا هندوانه).
پِـکِؽسِن: متلاشی شدن یا له شدن همراه با ترکیدن (مثل گوجهفرنگی)
۳. واژههای مربوط به «ترک برداشتن»
| واژه | معنی | مثال و توضیح |
|---|---|---|
| ترَی | ترک | «ترَی دِ رِخ» = ترک روی سنگ. |
| ترَینیدن | ترک برداشتن | «سِفال ترَینید» = سفال ترک برداشت. |
| ترَینید | ترکاندن (متعدی) | «اِز ترَینیدُمِه» = من ترکاندنش کردم. |
موارد دیگر:
قاش خُوَردِن : قاچ خوردن و ترک عمیق (مثل خاک تشنه یا میوه) .
.فِـرِقِستَن (Fareghesen): شکافتن ناگهانی پوست یا پارچه تحت فشار بالا.ترک برداشتن (مو برداشتن و قاچ خوردن)
کَلٛ خُوَردِن: ترک خوردن دیوارههای گلی، زمین یا ظروف سفالی.
۴. واژههای دیگر
| واژه | معنی | توضیح |
|---|---|---|
| دِغَز | ترک، شکاف | ترک در اشیا سخت مثل سنگ |
| بَین | ترک مویی، شکاف نازک |
تحلیل زبانشناختی:
- بسیاری از این واژهها (دِرد، توق، جر) در دیگر گویشهای لری و زبانهای ایرانی با تغییرات آوایی مشابه دیده میشوند.
- «توق» (انفجار) با واژهی «تُق» در فارسی عامیانه (مثل تُق کردن) مرتبط است.
- «ترَی» (ترک) با «ترک» فارسی همریشه است.
اگر سشما کلمه دیگری میشناسید برای ما بنویسید
