· تلفظ: راسیمه /rāsime/
· دستور: قید / صوت (برای جلب توجه و مقدمهچینی)
· معنی:
راستی، به راستی، راستش را بگو، در واقع
· مثالها:
تت· محمد، راسیمه لٛواسات دِرار.
· محمد، راستی لباسهایت را در بیاور.
· راسیمه زه اوچه اودی.
· راستش را بگو از آنجا آمدی.
· راسیمه مو ردم وِه علی سَر زِدِم.
· راستی من رفتم به علی سر زدم.
یادداشت واژگانی:
«راسیمه» در گویش میوند از ریشهٔ «راست» ساخته شده و با پسوند تأکیدی/محاورهای «ـیمه» به صورت «راسیمه» درآمده است. این واژه برای شروع جمله، جلب توجه مخاطب، یا درخواست صداقت به کار میرود و معادل «راستی» و «راستش را بگو» در فارسی است. در مثال دوم، «راسیمه» بار آمرانه و پرسشی دارد و بهمعنای «راستش را بگو» نزدیک میشود.
منابع:
· روایت شفاهی گویشوران ایل میوند
