شَمسه

شَمسِه، واژه‌ای در گویش میوند (لری بختیاری) به معنای صاف و پرداخت کردن ملات کاهگل و سیمان با ماله بنایی. مترادف با اندودکاری و ماله‌کشی در معماری سنتی.

· تلفظ: شَمسِه /šamse/
· دستور: اسم

· معنی: صاف و پرداخت کردن ملات؛ نقش و نگار دادن

ساختار فعلی «شَمسِه»

«شَمسِه» یک اسم است و برای تبدیل به فعل، فعل‌های کمکی کِرد (کرد)، گِر (گرفت) و کنه (کند) به دنبال آن می‌آیند:

صورتساختمعنا
شَمسِه کِردشَمسِه + کِردشمسه کرد
دِشَمسِه گِرردسِنشَمسِه + گِرشمسه گرفت
شَمسِه کنهشَمسِه + کنهشمسه کند
شَمسِسشَمسِه + س (ضمیر)شمسه‌اش (شمسه‌اش کرد/گرفت)

مثال‌ها:

· سر بونه شَمسِه کِردم.
· سر پشت‌بام را شمسه کردم.
· شَمسِس اِگِره.
· شمسه‌اش می‌گیرد.
· شَمسِس اِکنه.
· شمسه‌اش می‌کند

یادداشت واژگانی

واژهٔ «شَمسِه» یک اسم بومی در معماری ایلی است که برای تبدیل به فعل، به فعل‌های کمکی «کِرد»، «گِر» و «کنه» نیاز دارد. این ساختار، یکی از الگوهای رایج فعل‌سازی در گویش میوند است: اسم + فعل کمکی = فعل مرکب.

زمینهٔ کاربرد:

واژه‌ای تخصصی در حوزهٔ بنایی و معماری بومی. در اصل برای کاهگل به کار می‌رفته و امروزه برای ملات سیمان نیز استفاده می‌شود. برای گچ، کاربرد این واژه دیده نشده است.

ابزار:

· با مالهٔ بنایی انجام می‌شود.

نکتهٔ صرفی:

برخلاف تصور اولیه، «شَمسِه» خودش بن فعل نیست و نمی‌تواند پیشوند استمراری «اِ» بگیرد. تنها راه ساخت فعل، آوردن فعل کمکی پس از آن است.

197 واژه

زمان مطالعه:

1–2 دقیقه

تاریخ ویرایش:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *