· تلفظ: شَمسِه /šamse/
· دستور: اسم
· معنی: صاف و پرداخت کردن ملات؛ نقش و نگار دادن
ساختار فعلی «شَمسِه»
«شَمسِه» یک اسم است و برای تبدیل به فعل، فعلهای کمکی کِرد (کرد)، گِر (گرفت) و کنه (کند) به دنبال آن میآیند:
| صورت | ساخت | معنا |
|---|---|---|
| شَمسِه کِرد | شَمسِه + کِرد | شمسه کرد |
| دِشَمسِه گِرردسِن | شَمسِه + گِر | شمسه گرفت |
| شَمسِه کنه | شَمسِه + کنه | شمسه کند |
| شَمسِس | شَمسِه + س (ضمیر) | شمسهاش (شمسهاش کرد/گرفت) |
مثالها:
· سر بونه شَمسِه کِردم.
· سر پشتبام را شمسه کردم.
· شَمسِس اِگِره.
· شمسهاش میگیرد.
· شَمسِس اِکنه.
· شمسهاش میکند
یادداشت واژگانی
واژهٔ «شَمسِه» یک اسم بومی در معماری ایلی است که برای تبدیل به فعل، به فعلهای کمکی «کِرد»، «گِر» و «کنه» نیاز دارد. این ساختار، یکی از الگوهای رایج فعلسازی در گویش میوند است: اسم + فعل کمکی = فعل مرکب.
زمینهٔ کاربرد:
واژهای تخصصی در حوزهٔ بنایی و معماری بومی. در اصل برای کاهگل به کار میرفته و امروزه برای ملات سیمان نیز استفاده میشود. برای گچ، کاربرد این واژه دیده نشده است.
ابزار:
· با مالهٔ بنایی انجام میشود.
نکتهٔ صرفی:
برخلاف تصور اولیه، «شَمسِه» خودش بن فعل نیست و نمیتواند پیشوند استمراری «اِ» بگیرد. تنها راه ساخت فعل، آوردن فعل کمکی پس از آن است.
زمان مطالعه:
تاریخ ویرایش:
