· تلفظ: تَپ /tap/
· دستور: اسم
· معانی تپ:
۱. ترکههای نازک و دراز از درختانی که شاخههای ترکهای دارند؛ مانند جاز، بادام وحشی، بید و…
۲. دستهای از شاخههای درخت بادام، بید یا جاز که کف آغل عشایر زیر پای برهها و بزغالههای کوچک پهن میشود تا هنگام خوابیدن به پشکل خود آلوده نشوند. این کار همچنین باعث میشود برای مدتی نیاز به تمیزکردن آغل نباشد.
۳. شاخهٔ جوان، نازک و قابلفرمِ دادن درختان که برای ساخت صنایعدستی به کار میرود.
کاربرد تپ در صنایعدستی:
· از تَپها برای ساخت رُک، سله، تئیزه و محصولات مشابه استفاده میشود که جزء صنایعدستی میوند به شمار میآیند.
یادداشت واژگانی و فرهنگی
واژهٔ «تَپ» در گویش میوند، با چرخهٔ دامداری سنتی و صنایعدستی بومی پیوند خورده است:
· در دامداری، «تَپ» نقش بهداشتی و کاربردی دارد؛ بستری تمیز برای برهها و بزغالهها فراهم میکند.
· در صنایعدستی، مصالح اولیهٔ سبدبافی و ساخت ابزارهای بومی است.
· این واژه نشان میدهد که گویش میوند برای اجزای دقیق طبیعت پیرامون خود، واژهسازی تخصصی کرده است.
زمان مطالعه:
تاریخ ویرایش:
